حدود آزادی رسانه های جمعی ( قسمت صفرم )

تقدیم

دیده ای در ابتدای مطالبشان می نویسند این مطلب جهت درج در نشریه فلان یا بهمان نوشته شده؟ یا اینکه می نویسند این مطلب تقدیم می شود به فلانی به پاس شونصد سال رفاقت و …  . ما نیز برای اینکه از قافله و مُد روز عقب نمانیم، می نویسیم که این مطلب جهت درج در همین وبلاگ نوشته شده و ارزش دیگری ندارد، همچنین تقدیم می شود به ژان ژاک روسو، همین جوری، چون اسمش جالب است و دو تا ژ دارد(!).

خلاصه مطلب

در این مطلب پرسش ها و نکته هایی برای شروع بحث در باب حدود آزادی رسانه های جمعی بیان شده است. ابتدا بیان شده که قرار نیست در مورد آزادی اندیشه و آزادی رسانه های غیر جمعی سخن گفته شود. به اثرات رسانه های جمعی روی جامعه اشاره شده، و موضوع تعیین مرز و شاخص، گامی برای اجرایی شدن اندیشه های گوناگونِ مرتبط تلقی شده است. سپس به سه عرصه ی اخلاقی، سیاسی و شرایط خاص که حدود گذاری در آن ها متفاوت است اشاره شده. در ادامه اَشکال گوناگون رسانه ها نام برده شده اند و این نکته ذکر شده که شکل متفاوت رسانه، شکل متفاوتی از مرز و معیار را طلب می کند. در مورد شگردهای رسانه ای و رابطه ی آن با معیار مطلوب سخن گفته شده و بعد شاخص هایی نظیر قانون، مخاطب، محصول و دنیا برای تعیین مدل رفتاری نسبت به رسانه ها به طور اجمالی شرح داده شده اند. این سوال مطرح شده که ایده ی کنترل رسانه ها و ابزارهای آن کارآمدی دارد یا خیر. سپس چند نقل قول از امام و بعضی مسئولین فرهنگی در باب حدود و مرزهای رسانه ها بیان شده است .

پیش بهانه

موضوع مورد بحث بسیار عمیق تر از گنجایش این وبلاگ سطحی ِ بی مزه ی بی هدف ِ بی مخاطب است، و فراتر از آگاهی ها و مطالعات نگارنده غیر عمیقِ آن. اما خوب، از آن جا که باب گفت و گو باز است و کسی ما را به خاطر آن چه می گوییم و نمی گوییم، لااقل تا کنون، بیخ دیوار نبرده و بازخواست مان نکرده، از آزادی های مشروع ِ موجود(!) استفاده کرده و در این باب می نویسیم. در این مطلب بیشتر به دنبال طرح مسئله و حدود گذاری برای آن هستیم، و سوالات موجود را مطرح می کنیم. برای پاسخ گویی به همه ی آنچه مطرح می شود، شاید بخش های بعدی این مطلب در آینده نوشته شود. نیز اصولا استقبال می شود که دوستان منت نهند و به بعضی سوالات پاسخ دهند.

بهانه

این مطلب ابتدا قرار بود بعد اعمال محدودیت دسترسی به وبلاگ آهستان نوشته شود، اما دلایلی موجب انصارف از این کار شد. رفع سریع آن محدودیت، به وجود آمدن برجستگی های کاذب و هیجانی در باب این موضوع، و در نهایت برداشت های نادرست از انگیزه های نگارنده که موجب دوری از اهداف اصلی نگارش این موضوع می شد، دلایل آن انصراف بود. اما اتفاقی دیگر، سبب انگیزه ی مجدد جهت این نگارش شد.

شاخص، امام

پخش مستند شاخص در دهه فجر انقلاب اسلامی از سیما، واکنش هایی را از سوی شخصیت های مختلف اصلاح طلب برانگیخت. اعتراض عمده ی آن ها، نمایش چهره ای گزینشی و همسو با تمایلات سیما از حضرت امام خمینی (ره) بود. نقطه ی اوج این نارضایتی، انتشار علنی نامه ی حجت الاسلام حسن خمینی به جناب ضرغامی و تذکر کتبی صادره از ایشان بود. در مقابل، جناب ضرغامی نامه ای در پاسخ ایشان نوشتند مشتمل بر هفت بند که گزارشی بود از عملکرد صدا و سیما در دهه ی فجر و نیز اعتراضی نسبت به رفتار سیاسی جناب حسن خمینی.

توقع زیادی هست، نیست؟

حجت الاسلام حسن خمینی در پاراگراف دوم نامه خود آورده بود : “چنانکه از منابع موثق شنیده ام، برنامه ای تحت عنوان شاخص در تلویزیون پخش می شود و به گونه ای غیر صادقانه و تحریف آمیز، شخصیت جامع عارف کامل و مهربان و رهبری مقتدر امام خمینی(س) را مخدوش نموده است.” جناب ضرغامی هم در بند شش پاسخ خود نوشته بود : “همانگونه که اشاره کرده‌اید ؛ خودتان این برنامه را ندیده و به “منابع موثق ” اکتفا نموده‌اید ! توقع زیادی نیست که از شما بخواهم یا شخصاً قسمت‌هائی از این مستند را ببینید…” روزنامه ی اعتماد در صفحه ی شش روز سه شنبه ۲۰ بهمن به انتشار نامه ی جناب ضرغامی پرداخت. این روزنامه نوشت : “در نامه ی ضرغامی به سید حسن خمینی تصریح شد : از شما توقع زیادی نیست.” عبارت اول توضیح تیتر بود و عبارت دوم، تیتر مطلب.

بین عبارت های “توقع زیادی نیست که از شما بخواهم” و “از شما توقع زیادی نیست” تفاوت معنایی وجود دارد. جمله ی اول به کوچک بودن انتظار نگارنده از مخاطب اشاره دارد، و جمله ی دوم معنایی دارد در این حدود که مخاطب فرد معلوم الحالی ست و اصلا از او انتظار امر خیر و صحیح نمی رود.

تحریف، روش برخورد با تحریف

بین آن چه جناب ضرغامی گفته و چیزی که روزنامه اعتماد از او نقل کرده تفاوت آشکار معنایی وجود دارد. این تفاوت آشکار تحریف نام دارد. مدل رفتاری در مقابل این تحریف چگونه باید باشد؟ روزنامه اعتماد آیا مستحق تذکر است یا خیر؟ آیا تذکر و توقیف مطبوعات، رفتار صحیح و درستی است؟ مبنای تشخیص رفتار صحیح در قبال مطبوعات، و در مقیاس بزرگ تر رسانه های جمعی چیست؟ معیار و شاخص تعیین حدود آزادی رسانه های جمعی چیست؟ مرزهای آزادی رسانه ها جمعی تا کجاست و روش برخورد صحیح با این رسانه ها در صورت عبور از آن مرزها چه گونه است؟ اندیشیدن و تلاش برای پاسخگویی به این سوالات، نقطه ی شروعی برای مبحث حدود آزادی رسانه های جمعی خواهد بود.

برای بررسی دقیق تر موضوع مورد بحث لازم است ابعاد آن مشخص شود. بنابر این در اینجا در باب دو موضوع سخن نمی گوییم : آزادی اندیشه و آزادی رسانه های غیر جمعی. تمرکز بحث بر حدود آزادی رسانه های جمعی خواهد بود.

آزادی اندیشه

این بحث در مورد آزادی اندیشه و آزادی گفت و گو در باب اندیشه های متفاوت نیست. اما می توان این موضوع را مورد بررسی قرار داد که آیا جایگاه گفت و گو در باب اندیشه های گوناگون، رسانه های جمعی است یا خیر. از آن جا که ما در مورد حدود و مرزها سخن می گوییم، بنابر باید پرسید آیا می توان اجازه مطرح شدن اندیشه ها مناقشه برانگیز و حساسیت زا را در رسانه های جمعی داد؟ یعنی همه ی آن بحث هایی را که در یک محیط علمی ِ مرتبط نظیر حوزه و دانشگاه مطرح می شود آیا می توان در یک رسانه ی جمعی نیز بیان کرد؟

آزادی رسانه های غیر جمعی

همچنین در مورد آزادی رسانه های غیر جمعی نیز سخن نمی گوییم. رسانه هایی نظیر تلفن همراه، پیامک و پست الکترونیکی (البته اگر به صورت مخاطب انبوه و هرزنامه استفاده نشوند) در این تعریف جزو رسانه های غیر جمعی محسوب می شوند و بحث ما در مورد آن ها و حریم شخصی استفاده کنندگان از آن ها نیست.

چرا رسانه های جمعی؟

رسانه جمعی به طور گسترده با جامعه و افکار جمعی در ارتباط است. آن را شکل می دهد، تغییر می دهد، به سمت و سوی مورد نظر هدایت می کند. انتظارات خاصی را در جامعه ایجاد می کند، وظائف و حقوق آن را بیان می کند. رسانه جمعی سوای آن چه حقیقت است، واقعیت موجود را شکل می دهد.

هیچ عقل و منطق و اندیشه ای، نمی تواند نسبت به جامعه و عوامل موثر بر آن، و کنش ها و واکنش های در ارتباط با آن بی تفاوت باشد. چون رسانه ی جمعی عاملی تاثیر گذار بر جامعه است، پس نمی توان نسبت به آن بی تفاوت بود. بر همین اساس، بحث مدل رفتاری صحیح در قبال رسانه های جمعی و موضوع محوری آن که حدود آزادی رسانه های جمعی است مطرح می شود.

حدود گذاری برای آزادی رسانه های جمعی، امری ست عینی و واقعی. رفتاری است که وجود دارد و اجرا می شود. هر نوع مدل حکومتی، بر اساس منش و روش خاص خود و مطابق جغرافیای فرهنگی سیاسی اش به این موضوع می پردازد. همچنین موضوعی است بین رشته ای، که تخصص های گوناگون، هر کدام از منظری به آن می پردازند.

اجرایی شدن ایده ها

حدود گذاری برای آزادی رسانه های جمعی، همان جائی است که افکار، اندیشه ها، عقاید و تئوری ها باید اجرایی شوند. همان جایی است که تخصص های گوناگون، باید به جمع بندی برسند و رأی واحد بدهند. و همین نیاز به جمع بندی و صدور رأی و اجرایی شدن تفکرات است که محل ایجاد اختلاف و درگیری می شود. منش های متفاوت، تا وقتی در عرصه ی فکری اندیشه ای به مبارزه می پردازند، حساسیت خاصی را در جامعه ایجاد نمی کنند، و مانع از گردش چرخ های آن نمی شوند، اما همین اجرایی شدن است که جدل را از عرصه تفکر به عرصه جامعه و اجرای امور می کشاند و سبب بروز اختلاف، درگیری و تضاد می شود. موارد ذکر شده بر اهمیت بیشتر و حساسیت های ویژه موضوع مورد بحث تاکید دارد.

فرهنگ و اخلاق

فعالیت رسانه ها در عرصه ها و زمان های متفاوتی قابل بررسی است. حدود گذاری برای آزادی رسانه ها در این عرصه ها و زمان های متفاوت، بر اساس رویکردهای خاص همان موقعیت انجام می شود. موضوع اول مباحث اخلاقی و فرهنگی است. یعنی اینکه محتوایی که رسانه به ارائه ی آن می پردازد، تا چه حد منطبق بر الگوها، باورها و سنت های جامعه است. معیارها برای حدود گذاری در اینجا، از معیارهای فقهی برای طرد محتوای غیر اخلاقی و غیر شرعی آغاز شده، و بعد معیارهای اخلاقی و سپس معیارهای فرهنگی را شامل می شود.

سیاست

عرصه ی دوم قابل بحث سیاست است. اینکه معیار و شاخص برای درون و برون مرز بودن یک محتوای رسانه ای چیست و رسانه ی جمعی چه امر سیاسی را می تواند مطرح کند و چه امری را نمی تواند. بسیاری از بحث های روز در صدور تذکر و حکم توقیف مطبوعات در این جایگاه قابل طرح و بررسی است.

شرایط خاص

شرایط خاص، عرصه ای دیگر است که معیارهای خاص خودش را دارد. البته این عرصه شامل سیاست و فرهنگ هم می شود، اما مشخصه ی اش، برهه ی ویژه ی زمانی آن است که رفتاری متفاوت را طلب می کند. شرایط امنیتی مثالی از شرایط خاص است. در شرایط خاص است که بحث مصلحت مطرح می شود. در شرایط عادی، قانون و دیگر ملاک ها، معیار رفتار خواهند بود، اما در شرایط خاص، مصلحت گرایی در رفتار پدید می آید. دو گونه ی متفاوت شرایط، یعنی شرایط باز و شرایط بسته در این قسمت مطرح می شوند. بنابر این باید معیارهای تعیین مرزهای رفتاری رسانه های جمعی در شرایط خاص باز و بسته مشخص و تبیین شوند.

تنوع رسانه ها، معیارهای متناسب

رسانه های جمعی ماهیت های متفاوت و اشکال متنوعی دارند که این موضوع بر محتوا و مخاطب آن ها تاثیر می گذارد. در نظر گرفتن این نکته در حدود گذاری برای آزادی رسانه های جمعی و بر پا کردن معیارها و شاخص ها صحیح و متناسب می تواند به کار آید. رسانه های جمعی ماهیت های متفاوتی چون چاپی، صوتی، تصویری و چند رسانه ای دارند. اشکال مختلف رسانه های جمعی نیز عبارت است از : کتاب، مطبوعات، رادیو، آلبوم موسیقی، تئاتر، سینما، تلویزیون، ماهواره و اینترنت. این اشکال متفاوت، هرکدام توسط طیف خاصی از جامعه مورد بهره برداری قرار می گیرند. بعضی رسانه ها بیشتر توسط نخبگان استفاده می شوند و بعضی نیز مردمی هستند. محدودیت ناشی از شکل رسانه، ممکن است به محدودیت جغرافیایی و زمانی آن منجر شود. بعضی رسانه ها در گرو مکان خاص و مشخصی هستند، نظیر سینما و تئاتر. بعضی رسانه ها زمان بندی شده و گسسته هستند، نظیر مطبوعات، که به فاصله ی یک روز منتشر می شوند، و بعضی رسانه ها پیوسته اند، مانند اینترنت و شبکه های تلویزیونی.

شگرد رسانه ای

شاخص کارآمد باید هم در مورد محتوا اظهار نظر کند و هم در مورد شکل. ممکن است محتوا به ظاهر اشکالی نداشته باشد، ولی وقتی در کنار عکسی خاص قرار می گیرد، معنایی بسیار مشخص و جدا از ظاهر کلمات را در ذهن مخاطب ایجاد کند. یا در قبال دیگر رفتارهایی که جزو شگردهای رسانه ای محسوب می شوند و به ظاهر ایراد قانونی ندارند، نظیر برجسته سازی و زمینه چینی، معیار و شاخص، باید بتواند به اظهار نظر و مشخص کردن راه از چاه بپردازد.

معیار ، قانون

می توانیم در پاسخ به سوال اصلی بحث یعنی حدود آزادی رسانه های جمعی و معیارهای تعیین کننده ی آن پاسخ دهیم که شاخص قانون است و بر اساس همین قانون است که حدود آزادی رسانه های جمعی مشخص می شود. باید پرسید آیا اصلا قانون جامع و مانعی برای همه ی اشکال رسانه های جمعی وجود دارد؟ برای مثال قانون مطبوعات، هر چند با کاستی ها فراوان، برای روزنامه ها و مجلات وجود دارد، اما آیا چنین قانونی برای بهره برداری از ماهواره و اینترنت هم موجود است؟ قانون در قبال بعضی رسانه ها، سکوت پیشه کرده و یا بسیار ناقص و ناکارآمد است. در بسیاری موارد، این که مجری از قانون چه برداشتی دارد و چگونه به اجرای آن می پردازد، به نظر حتی از خود قانون موجود نیز مهم تر است. و نکته ی آخر عرصه ی سوم ذکر شده یعنی همان شرایط خاص است. در این شرایط هم اکثرا قانون واضح و مشخصی وجود ندارد و بسیاری ایرادات نیز در همین مواقع رخ می دهد. بطور مثال، در شرایط خاص، مثل آن چه در ماه های اخیر با آن روبرو بوده ایم، در روزهای مشخصی، سرعت دسترسی به اینترنت پائین می آید، سرویس های پست الکترونیکی و بعضی پسوند صوتی و تصویری خاص دچار محدودیت دسترسی می شوند که این امر نه تنها آزادی دسترسی به رسانه های شخصی را خدشه دار می کند، که اصولا ارتباط میان مخاطب و رسانه ی جمعی را نیز از بین می برد. باید قانون مشخص یا لااقل معیارهای رفتاری واضح، عقلانی و منطقی، حتی برای موارد خاص وجود داشته باشد.

معیار، مخاطب

می توان آزادی رسانه های جمعی را بدون محدودیت در نظر گرفت و در عوض بر اعتقاد، تفکر و رفتار مخاطب تکیه کرد. یعنی این تفکر که مخاطب آن قدرها هم منفعل نیست و اندیشه و شعور دارد، خود را در معرض هر رسانه ای قرار نمی دهد و هر آن چه رسانه ی جمعی به انتقال آن می پردازد را نیز به سادگی و بی تفکر قبول نمی کند. این نکته را لااقل در مورد رسانه هایی که در گرو مکان هستند و گسترده پخش وسیع و یکسان ندارند می توان در نظر گرفت. به طور مثال رسانه ای به مانند تئاتر که می توان گسترده ی پخش آن را یک شهر یا منطقه ی خاص در نظر گرفت، در صورت نخبه و اندیشمند بودن مخاطبانش، می تواند معیارهایی فرای حالت عادی داشته باشد و به بیان آن چه بپردازد که در دیگر موارد رسانه اجازه ی بیان آن را ندارد. حال اما پرسشی دیگر نیز مطرح می شود که تاکید بر مخاطب تنها در مورد محتوا مطرح است یا در مورد شکل نیز مطرح می شود. یعنی فیلمی که از نظر فرهنگ ما غیر اخلاقی محسوب می شود، به بهانه ی بیان نکاتی مهم، می تواند برای جمعی نخبه عرضه شود یا خیر؟

معیار، محصول

در قبال رسانه ای که محصولاتش با فاصله ی زمانی عرضه می شود و گسسته است، می توان معیارها را از خود رسانه به سمت محصولات رسانه ای منتقل کرد. یعنی به جای بررسی کلی رسانه و ارائه احکام و معیارهای کلی، به بررسی محصولات به صورت تک تک و جدا از هم بپردازیم و در مورد هر محصول، قضاوتی خاص داشته باشیم. این که یک محصول خاص، مثلا یک فیلم مشخص، در مجموع اثرات مثبت بیشتری دارد یا منفی، و در صورت سنگین بودن کفه ی مثبت، حتی در صورت وجود نکات منفی و خلاف معیار، اجازه پخش و اکران آن صادر شود. مشخص است که در مورد رسانه های پیوسته مثل ماهواره سخن نمی گوییم، که این گونه رسانه ها جریان دائمی دارند و تولیدات آن ها جدا جدا و قابل بررسی بدین گونه ی محصول گرا نیست.

معیار، دنیا

محدودیت گذاری برای آزادی رسانه های جمعی، امری مختص به کشور ما نیست و در هر جای دنیا به نوعی منطبق با نظام و ایدئولوژی حاکم وجود دارد و اجرا می شود. این محدودیت گذاری از خفه کردن صدای رسانه با روش هایی چون هک کردن، حذف از ماهواره و منفجر کردن دفتر رسانه شروع می شود و تا اعطای آزادی کامل اما با از بین بردن امکان استفاده از آن آزادی ادامه پیدا می کند، به مانند بلند کردن صدای رسانه های موافق، تا جایی که صدای رسانه ی مخالف اصولا شنیده نشود. دنیا، روشی یکسان و یکدست برای تعامل با رسانه های جمعی ندارد. کشورهایی نظیر چین وجود دارند که رسما نظام مسدود کردن دسترسی به بعضی سایت ها را برقرار نموده اند، و کشورهای اروپایی که سخن گفتن در مورد بعضی مسائل نظیر هولوکاست را منطقه ی ممنوعه ی رسانه ها در نظر گرفته اند. اگر بنا را بر این می گذاریم که مدل رفتاری دنیا، مدل رفتاری ما در نسبت با رسانه ها باشد، این نکته باید تبیین شود که منظور دقیقا مدل رفتاری کدام کشور است، و این مدل تا چه حد می تواند در کشور ما اجرایی شود و کارآمد بنماید.

کنترل اصلا امکان پذیر است؟

آیا اصولا محدودیت گذاری برای رسانه های جمعی امکان پذیر است؟ می شود با ماهواره مقابله کرد؟ می شود دسترسی به سایت های اینترنتی را متوقف کرد؟ می شود جلوی پخش یک فیلم سینمایی و یا یک رمان را گرفت؟ اگر قبول کنیم محدودیت گذاری اساسا امکان پذیر است، آیا روش های موجود برای این امر کارآمد و موثر هستند؟ یعنی آیا تذکر و توقف مطبوعات روش موثر و مفیدی است؟ یا محدودیت گذاری در دسترسی به بعضی سایت ها آیا مانع از دستیابی به آن ها می شود؟ اگر این روش ها و ابزارها موثر و مفید نیست، روش و ابزار جایگزین کدام است؟ آیا نهادهای مسئول این امر، به درستی چینش شده و به اجرای وظائف خود می پردازند؟

یک نقل قول

امام خمینی (ره) : ما می خواهیم به امر خدا عمل کنیم و اما اشتباهی که ما کردیم این بود که به طور انقلابی عمل نکردیم و مهلت دادیم به این قشرهای فاسد، و دولت انقلابی و… هیچ یک از اینها عمل انقلابی نکردند و انقلابی نبودند .اگر ما از اول که رژیم فاسد را شکستیم و این سد بسیار فاسد را خراب کردیم، به طور انقلابی عمل کرده بودیم، قلم تمام مطبوعات را شکسته بودیم و تمام مجلات فاسد و مطبوعات فاسد را تعطیل کرده بودیم و روسای آنها را به محاکمه کشیده بودیم و حزب های فاسد را ممنوع اعلام کرده بودیم و روسای آنها را به سزای خودشان رسانده بودیم و چوبه های دار را در میدان های بزرگ برپا کرده بودیم و مفسدین و فاسدین را درو کرده بودیم، این زحمت ها پیش نمی آمد.

سه نقل قول

یک مسئول فرهنگی، نقل به مضمون : تلاش ما این است که نه تنها سایت ی نامناسب را از دسترس خارج کنیم، بلکه باید سامانه ای را پی ریزی کنیم تا مانع از دسترسی استفاده کنندگان به محتوای نامناسب حتی در رایانه ی شخصی شان شویم.

یک مسئول فرهنگی دیگر، باز نقل به مضمون : در مورد ماهواره، نکته ای که حدود پانزده سال است که مطرح می شود این است که می گویند تا اندک مدتی دیگر، گیرنده های بسیار کوچکی، مثلا به اندازه این فنجان، وارد بازار می شود که با قرار گرفتن در پشت پنجره دسترسی به تمامی شبکه های ماهواره ای را سبب می شود. پانزده سال است که می گویند، ولی هنوز چنین فناوری ای ایجاد و فراگیر نشده است. ما نباید در مورد این چنین رسانه ها ای، عجولانه عمل کرده و شتاب زده به استقبال آن ها برویم.

مسئول فرهنگی ای دیگر و نقل به مضمونی دیگر : امروز دیگر با فعالیت های سلبی نمی توان در عرصه ی فرهنگ عمل کرد، و باید سراغ فعالیت ها ایجابی رفت. ما به جای منع و جلوگیری از دسترسی به رسانه ها، باید وارد فضا شده، به فعالیت جدی و قوی پرداخته و عرصه را در دست بگیریم. باید بگذاریم مردم همه حرف ها را بشنوند، اما ما هم حرف درست و صحیح را زیبا و قوی بیان کنیم، تا مردم با عقل و اراده خود راه صحیح را انتخاب کنند.

راه روشن

یک ایده هم این است که مکتب ما، تنها مکتب حقیقی، و راه یکتای رسیدن به سعادت است. بنابر این، از آن جا که ما بین دو راه شک نداریم، و همین راه را صحیح می دانیم، و معتقدیم باقی راه ها، نه به هدایت که به گمراهی ختم می شوند، بر اساس همین عقیده، خود را ملزم می دانیم که جامعه را در این مسیر قرار دهیم، و اجازه نمی دهیم که دیگران، که جدایی شان از راه صحیح را یقین داریم، جامعه را منحرف کرده و گمراه نمایند. این ایده می گوید راه هدایت روشن است، و رسانه ها، حق گمراه کردن مردم را با ابزارها و وسائل خود ندارند، پس محدوده آزادی آن ها نیز در چارچوب همین راه روشن تعیین می شود.

پیش تتمه :

این مطلب، سرآغاز بحثی طولانی ست در باب حدود آزادی رسانه ها. در این مطلب تنها بعضی سرشاخه ها و مرزهای گفت و گو مرتبط با آن موضوع مشخص و بیان شد. برای ادامه ی آن و در تلاش برای یافتن پاسخ پرسش های مطرح شده باید به سراغ منابع متعددی رفت، نظیر آن چه در ذیل می آید :

سیره و گفتمان حضرت امام خمینی(ره) و صحیفه ی ایشان، بیانات و راهنمایی های رهبر معظم انقلاب، قانون اساسی و قوانین مرتبط با رسانه ها خصوصا قانون مطبوعات، مباحث فرهنگی و جامعه شناسانه مرتبط با موضوع، بحث های فقهی و دینی، تاریخ بحث در دویست سال اخیر، و نیز آن چه در دنیا پیرامون موضوع در جریان است.

تتمه :

دیده ای که تنگ مطلب، لینک می دهند و می گویند برای دریافت فایل پی دی اف این متن، فلان جا را کلیک نمایید؟ در این جا هم برای آنکه از مُد روز عقب نمانیم، اشاره می کنیم که برای دریافت فایل پی دی اف مطلب، لطفا آن را در برنامه ی ورد کپی کنید و سپس از تبدیل کننده های موجود استفاده کرده و فایل ورد را به فایل پی دی اف تبدیل نمایید!

.

۹ نظر

  1. مهدی ۱۳۸۸-۱۱-۲۳، ۱:۳۰ ب.ظ

    البته سفسطه علمی است که این دولت و طرفدارنش همانند شما خوب بلدند

  2. ناشناس ۱۳۸۸-۱۱-۲۳، ۱:۳۳ ب.ظ

    می خواین همه صداها را خفه کنید که احتیاج به این همه توجیه نداره

  3. seidali ۱۳۸۸-۱۱-۲۳، ۱۱:۵۲ ب.ظ

    سلام
    من که اینو نخوندم ولی دیدم خیلی ستم اینقدر نوشتی و کسی نظر نذاشته گفتم بیام نیکی بکنم تا ایزد در بیابانم دهد باز

  4. ناشناس ۱۳۸۸-۱۱-۲۴، ۱۲:۵۵ ب.ظ

    دوست عزیز شما فکر می کنی در ایتالیا که حزب فاشیست به سرکردگی موسولینی روی کار امد و همه صداهای مخالف را سرکوب کرد عقیده داشت که خودش حق نیست ؟؟
    آیا فکر می کنی بن لادن خود را حق نمی داند که دست به اعمال تروریستی می زند ؟
    آیا اینکه هر کس خود را حق بداند حق دارد صدای دیگران را خفه کند ؟
    یک قدری درباره پیرهن مشکی های طرفدار موسولینی مطالعه کن

  5. مجتبی ۱۳۸۸-۱۱-۲۴، ۹:۰۷ ب.ظ

    @مهدی :
    باعث افتخار است که این مطلب را علمی تلقی کرده اید!
    .
    @ناشناس اول :
    هنوز شروع نشده و این فقط یک پیش مقدمه بود.
    .
    @سید علی :
    سلام، دم شما گرم…
    .
    @ناشناس دوم :
    هنوز استدلال نکرده ام و فقط بعضی ایده های موجود را بیان نموده ام، منتظر ادله و نتایج بحث در قسمت های بعدی باشید.

  6. مرتضی . ا ۱۳۸۸-۱۱-۲۵، ۱:۰۶ ق.ظ

    نشد داداش همون اولش گند زدی دستت رو شد… می خواستی مثال بزنی این همه ۲۰ و ۳۰ و شبکه های مختلف حرف افراد رو سر و تهش رو می زنند و تحریف می کنند ول کردی رفتی سر اغ اعتماد که ( …از شما توقع زیادی نیست ) .. برادر خوب متاسفانه باید بگویم ……………………………………………………از شما توقع زیادی نیست……..

  7. محمد ۱۳۸۸-۱۱-۲۵، ۱۲:۲۸ ب.ظ

    به نظر من رسانه ها فقط باید اطلاع رسانی کنند و تصمیم گرفتن و فکر کردن رو به مردم واگذار کنند. رسانه ها نباید به جای مردم فکر کنند.

  8. ایران ۱۳۸۸-۱۲-۷، ۱:۲۸ ب.ظ

    از شما بیشتر از این انتظار نمی رود.توجیه کارهای حسین شریتمداری و…. تا … نزدیکان خودتون.
    توقع زیادی هست، نیست؟

  9. مرتضی.ا ۱۳۸۸-۱۲-۱۱، ۴:۳۸ ب.ظ

    اعتمادم که بستین حالا فهمیدم چرا همه رو ول کردی رفتی سراغ اعتماد ……از شما توقع زیادی نیست

نظر شما