با آنکه نرفته بود، بر می گردد

زمین ز بتکده ها پر شده ست ابراهیم

دوباره دور تفاخر شده ست ابراهیم

گرفته هرز تجمل حصار حوصله را

که نان سادگی آجر شده ست ابراهیم

دمیده بر ریه ی شهر دود تلخ ریا

و روزگار تظاهر شده ست ابراهیم

مذاق اهل محبت در این زمانه ی بد

اسیر طعم تکاثر شده ست ابراهیم

چه زود گم شده در کوچه های عادت ،عشق!

زمین دچار تنفر شده ست ابراهیم

ببین تو عزت لات و منات و عزی را

تبر ز دست تو دلگیر شده ست ابراهیم

تبر به دوش چرا از سفر نمی آیی؟

زمین ز بتکده ها پر شده ست ابراهیم!

***

آن جود جهان ِ جود، بر می گردد

بر اجدادش درود، بر می گردد

مردی که شنیده اید غیبت دارد

با آنکه نرفته بود، بر می گردد

***

پروانه نجاتی ، امید مهدی نژاد

۱ نظر

  1. محمد ۱۳۸۸-۰۹-۱۱، ۴:۱۵ ق.ظ

    سلام
    میدونم از یکیش گذشته به یکیش هم هنوز نرسیده ولی بالاخره بین دو تا عید هستیم
    عید قربان و غدیر هر دو بر شما مبارک.

نظر شما