۱۳۸۸-۰۲-۷
این نشریات، دانشجویی نیستند
نشریات دانشجویی را، بیشتر در ظاهر یک برگه A3 به خاطر داریم. نشریاتی که اغلب، با قلم بسیار تند و تیز دانشجویان، رنگ و بویی بشدت سیاسی دارند و گاهی آنقدر دردسر ساز می شوند که نتیجه ای چون تحصن، راهپیمایی، اخراج، استعفا و… بدنبال دارند. دانشجویان، برای کاهش هزینه های انتشار، نشریاتشان را معمولا سیاه و سفید، دو رو، و با کاغذ A3 چاپ می نمایند. همین است که وقتی نشریه ای دانشجویی، با ظاهری متفاوت، و پر زرق و برق، و تا حدودی شبیه مجلات بازاری(مثلا شهروند امروز)، و با محتوایی در حمایت از کروبی و موسوی، روی میز درب ورودی دانشکده قرار می گیرد، ابتدا باید به دانشجویی بودن آن شک کرد. و اتفاقا شکمان درست از کار درآمد!
هفته گذشته، نشریه ای در دانشگاه شریف پخش شد، با عنوان “راه نو”، (عنوانش دقیقا این بود: “نشریه دانشجویی دانشکده صنعتی شریف”). مدیر مسئول این نشریه آقای “محمد مصطفوی” بود و سردبیرش “سید حسین مرتضوی”. قیمت نشریه هم ۵۰۰ تومان بود. صد البته که نامبردگان، دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف می باشند، اما کسانیکه این دو نفر را می شناسند، می دانند درآوردن چنین نشریه ای، با این حجم و نوع مطالب، و این نوع صفحه بندی، در حد و توان آنها نیست. نکته قابل توجه، پخش رایگان این مجله ۵۰۰ تومانی در سطح دانشکده است.
ماجرا وقتی جالب تر می شود که بدانید، هفته گذشته، در دانشگاه امیرکبیر، نشریه ای با عنوان “اتصال کوتاه”(عنوان دقیق:”نشریه دانشجویی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر”) پخش شد. آن نشریه هم، ظاهری متفاوت داشت و این شبهه را ایجاد می کرد که دانشجویی نباشد. مدیر مسئول آن نشریه آقای “عیسی رحیمی” و سردبیرش “امیرحسین معتمدی” بود. قیمت هم ۵۰۰ تومان. طرح روی جلد این نشریه را هم ببینید.
وقتی این نشریه را ورق بزنید، با شگفت زدگی هرچه تمام تر، مشاهده خواهید کرد که هر آنچه در نشریه “راه نو” نوشته شده بود، در نشریه “اتصال کوتاه” نیز نوشته شده. این نشریه هم رایگان پخش شد.
اگر از دوستان دانشجوی خود سوال کنید، متوجه خواهید شد که نشریه ای شبهه ناک نیز در دانشگاه شهید بهشتی با عنوان “چکاد” و با مدیر مسئولی خانم “سودابه عزیزی” پخش شده است، به صورت رایگان، و با طرح جلد و مطالبی مشابه دو نشریه قبلی.
جالب است. نشریه هایی یکسان، تنها با عنوان هایی متفاوت در این سه دانشگاه پخش شده اند. مدیر مسئولان و سردبیر این نشریات نیز، متفاوت اند، و مهم تر اینکه دانشجویان هر دانشگاه، آنهار را می شناسند و می دانند که با هم در یک دانشگاه درس می خوانند، اما خوانندگان نمی دانند همان نشریه ای را می خوانند که دانشجویان دانشگاه های دیگر نیز، آن را با نامی متفاوت، دیده اند و خوانده اند.
این نشریات یکسان ولی غیر همنام، تنها در این سه دانشگاه پخش نشده اند. نه فقط در سایر دانشگاه های تهران، که در دانشگاه های دیگر استان ها و شهرستان ها نیز، آنها را با نام هایی متفاوت، ولی محتوایی یکسان می یابید.
باید تاسف خورد، برای کسانیکه شعارهایی چون آزادی بیان، دانشجو محوری، آزادی نشریات دانشجویی و دیگر شعارهای مخاطب خفه کن را سر می دهند، آنها که دانشجوی فعال سیاسی در نظرشان، تنها کسی است که نامش بالای اسم نشریه بخورد، و در دیگر امور، نه دخالت کند، نه اظهار نظر کند. باید تاسف خورد و شک کرد، در اهداف و نیت آنها که سال ها شعار می داده اند و اینک، به هنگام فتنه، هر روز، خود را رسوا تر می سازند. باید تاسف خورد، برای آنها که مخاطب نامطلع خود را، اینگونه کثیف، به بازی می گیرند، و ادعای “شفافیت و آزادی گردش اطلاعات را دارند”، ولی خود، جزو منحرف کنندگان، و آلوده کنندگان افکار عمومی اند، باید تاسف خورد.

